تبليغاتX
نور عيني يا حسين
پس از شهادت حضرت على (ع ), به فرموده رسول خدا (ص ) و وصيت اميرالمؤمنين (ع ) امامت و رهبرى شيعيان به حسن بن على (ع ), فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع ), منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد كه به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسين (ع ) كه دست پرورد وحى محمدى و ولايت علوى بود, همراه و همكار و همفكر برادرش بود. چنان كه وقتى بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ , امام حسن (ع ) مجبور شد كه با معاويه صلح كند و آن همه ناراحتي ها را تحمل نمايد, امام حسين (ع ) شريك رنج هاى برادر بود و چون ميدانست كه اين صلح به صلاح اسلام و مسلمين است , هرگز اعتراض به برادر نداشت .
حتى يك روز كه معاويه , در حضور امام حسن (ع ) وامام حسين (ع ) دهان آلوده اش را به بدگويى نسبت به امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان اميرمؤمنان (ع ) گشود, امام حسين (ع ) به دفاع برخاست تا سخن در گلوى معاويه بشكند و سزاى ناهنجاريش را به كنارش بگذارد, ولى امام حسن (ع ) او را به سكوت و خاموشى فراخواند, امام حسين (ع ) پذيرا شد و به جايش بازگشت , آن گاه امام حسن (ع ) خود به پاسخ معاويه برآمد, و با بيانى رسا و كوبنده خاموشش ساخت .
× ارشاد مفيد, ص 173.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 18:14 توسط سید علی |

چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود, به گفته رسول خدا (ص ) و اميرالمؤمنين (ع ) و وصيت حسن بن على (ع ) امامت و رهبرى شيعيان به امام حسين (ع ) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گرديد. امام حسين (ع ) مي ديد كه معاويه با اتكا به قدرت اسلام , بر اريكه حكومت اسلام به ناحق تكيه زده , سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامى و قوانين خداوند است و از اين حكومت پوشالى مخرب به سختى رنج مي برد, ولى نمي توانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم كند تا او را از جايگاه حكومت اسلامى پايين بكشد, چنانچه برادرش امام حسن (ع ) نيز وضعى مشابه او داشت.
امام حسين (ع ) مي دانست اگر تصميمش را آشكار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد, پيش از هر جنبش و حركت مفيدى به قتلش مي رسانند, ناچار دندان بر جگر نهاد و صبررا پيشه ساخت كه اگر بر مي خاست , پيش از اقدام به دسيسه كشته مي شد, از اين كشته شدن هيچ نتيجه اى گرفته نمي شد. بنابراين تا معاويه زنده بود, چون برادر زيست و علم مخالفت هاى بزرگ نيفراخت , جز آن كه گاهى محيط و حركات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مي گرفت و مردم رابه آينده نزديك اميدوار مي ساخت كه اقدام مؤثرى خواهد نمود.
در تمام طول مدتى كه معاويه از مردم براى ولايتعهدى يزيد, بيعت مي گرفت , حسين به شدت با اومخالفت كرد, و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و وليعهدى او را نپذيرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاويه گفت و يا نامه اى كوبنده براى او نوشت .(1) معاويه هم در بيعت گرفتن براى يزيد, به او اصرارى نكرد و امام (ع ) همچنين بود و ماند تا معاويه درگذشت .
(1) رجال كشى , ص 94 - كشف الغمة , ج 2, ص 206.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 6:13 توسط سید علی |

ز ولادت حسين بن على (ع ) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى كه پيامبر راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز ميداشت , به بزرگوارى و مقام شامخ پيشواى سوم آگاه شدند.
سلمان فارسى مي گويد: ديدم كه رسول خدا (ص ) حسين (ع ) را بر زانوى خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى , تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى , تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاى خدايى كه نُه نفرند و خاتم ايشان ,قائم ايشان (امام زمان عج ) مي باشد. (1)
انس بن مالك روايت مي كند: وقتى از پيامبر پرسيدند كدام يك از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي دارى , فرمود: حسن و حسين را, (2) بارها رسول گرامى حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد وآنان را مي بوييد و مي بوسيد. (3)
ابوهريره كه از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است , در عين حال اعتراف مي كند كه : رسول اكرم را ديدم كه حسن و حسين را بر شانه هاى خويش نشانده بود و به سوى مامي آمد, وقتى به ما رسيد فرمود هر كس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است.(4)عاليترين, صميميترين و گوياترين رابطه معنوى و ملكوتى بين پيامبر و حسين را ميتوان در اين جمله رسول گرامى اسلام(ص )خواند كه فرمود:حسين از من و من ازحسينم (5)
(1) مقتل خوارزمى , ج 1, ص 146 - كمال الدين صدوق , ص 152.
(2) سنن ترمذى , ج 5, ص 323.
(3) ذخائر العقبى , ص 122.
(4) الاصابه , ج 11, ص 30.
(5) سنن ترمذى , ج 5, ص 324 - در اين قسمت رواياتى كه در كتابهاى اهل تسنن آمده است نقل شد تا براى آنها هم سنديت داشته باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:9 توسط سید علی |

روزى پيغمبر اكرم )ص ) در وقت بين الطلوعين سراغ اصحاب صفه رفت پيامبر، زياد سراغ اصحاب صفه مى رفت . در اين ميان ، چشمش ‍ به جوانى افتاد. ديد اين جوان يك حالت غير عادى دارد: دارد تلوتلو مى خورد، چشمهايش به كاسه سر فرو رفته است و رنگش ، رنگ عادى نيست . جلو رفت و فرمود: كيف اصبحت چگونه صبح كرده اى ؟ عرض كرد اصبحت موقنا يا رسول الله در حالى صبح كرده ام كه اهل يقينم ؛ يعنى آنچه تو با زبان خودت از راه گوش به ما گفته اى ، من اكنون از راه بصيرت مى بينم . پيغمبر مى خواست يك مقدار حرف از او بكشد، فرمود: هر چيزى علامتى دارد، تو كه ادعا مى كنى اهل يقين هستى ، علامت يقين تو چيست ؟ ما علامه يقينك ؟ عرض ‍ كرد: ان يقينى يا رسول الله هو الذى احزننى و اسهر ليلى و اظما هو اجرى ، علامت يقين من اين است كه روزها مرا تشنه مى دارد و شبها مرا بى خواب ؛ يعنى اين روزه هاى روز و شب زنده داريها، علامت يقين است . يقين من نمى گذارد كه شب سر به بستر بگذارم ؛ يقين من نمى گذارد كه حتى يك روز مفطر باشم . فرمود: اين كافى نيست . بيش از اين بگو، علامت بيشترى از تو مى خواهم . عرض كرد: يا رسول الله ! الان كه در اين دنيا هستم ؛ درست مثل اين است كه آن دنيا را مى بينم و صداهاى آنجا را مى شنوم ؛ صداى اهل بهشت را از بهشت و صداى اهل جهنم را از جهنم مى شنوم . يا رسول الله ! اگر به من اجازه دهى ، اصحاب را الان يك يك معرفى كنم كه كدام يك بهشتى و كدام جهنمى اند. فرمود: سكوت ! ديگر حرف نزن .

بعد پيغمبر به او فرمود: جوان ! آرزويت چيست ؟ چه آرزويى دارى ؟ عرض ‍ كرد: يا رسول الله ! شهادت در راه خدا.(1 )
آن ، عبادتش و اين هم آرزويش ؛ آن شبش و اين هم روز و آرزويش . اين مى شود مؤ من اسلام ، مى شود انسان اسلام ؛ همانكه داراى هر دو درد است ، ولى درد دومش را از درد اولش دارد؛ آن درد خدايى است كه اين درد دوم را در ايجاد كرده است . (2)

-1اصول كافى ج 2 ص 53.
-2 شهيد مطهرى انسان كامل قسمت نهم انسان سالم
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:8 توسط سید علی |

امام سجاد(ع) براي امام حسين(ع) چه گفت؟ خود امام حسين(ع) چه گفت؟ امام حسين(ع) فرمود: «أَنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا بَكَى» (كامل‏الزيارات، ص‏108) مؤمني نيست كه تاريخ مرا بشنود ولي گريه نكند.
بعد فرمود: «أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً» (بحارالأنوار، ج‏44، ص‏329) من براي گردن كشي و سلطنت و رياست قيام نكردم. من قيام كردم تا امت جدم را اصلاح كنم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 12:40 توسط سید علی |

اميرالمؤمنين(ع) چه گفت؟ فرمود: «بِأَبِي وَ أُمي [الْحسين] الْمَقْتُولَ بِظَهْرِ الْكُوفَةِ» (كامل‏الزيارات، ص‏291) حسين، پدر و مادرم فداي تو

«ذَكَرْتُ أَنَّهُ سَيُقْتَلُ عَطْشَاناً بِطَفِّ كَرْبَلَاء» (بحارالأنوار، ج‏44، ص‏266) «أَمَا إِنَّ هَذَا سَيُقْتَلُ وَ تَبْكِي عَلَيْهِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ» (كامل‏الزيارات، ص‏88) تشنه شما را كنار آب شهيد ميكنند.

خلاصه اميرالمؤمنين(ع) درباره‌ي امام حسين(ع) چنين ميگويد. بعد ميگويد: «نَظَرَ أَميرُ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى الْحسين ع فَقَالَ يَا عَبْرَةَ كُلِّ مُؤْمِنٍ فَقَالَ أَنَا يَا أَبَتَاهْ فَقَالَ نَعَمْ يَا بُنَيَّ» (كامل‏الزيارات، ص‏108) هر كه ايمان دارد براي تو گريه ميكند. اگر وقتي براي عزاي حسين گريه كنيد، ناراحت نباشيد.

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 13:35 توسط سید علی |

چه مانعي دارد ايام عاشورا در حسينيهها نماز جماعت باشد. بعد از نماز جماعت روضه خواني شود.
هر كس براي امام حسين (ع)يك قطره اشك بريزد، اهل نجات است. البته به شرطي كه بقيه‌ي كارهايش درست باشد.
ميگويند: يك ذره گوگرد يك شهر را به آتش ميكشد به شرطي كه كل شهر بنزيني باشد. اگر شهر بنزيني باشد، ذرهاي گوگرد آن را آتش ميزند. اگر ماشين سالم باشد، يك سوييچ آن را راه مياندازد. اما اگر بشكه باشد، صد سوييچ هم كاري نميكند. اگر شهر هم بنزيني نباشد، هر چه كبريت بزني، آتش نميگيرد. آدم بد جنس روزي دو ليتر هم گريه كند فايدهاي ندارد. بايد بقيه‌ي كارهاي آدم درست باشد، اين كارش هم درست باشد.

+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 4:40 توسط سید علی |

قدر اين روضه خوانيها را باید دانست. از اين روضه خوانيها باید استفاده کرد.
منتهي بايد طوري باشد كه بلندگوي ما مردم و همسايهها را اذيت نكند. سد معبر نكنيم.
شنیدم در شهري، چماق دست ميگرفتند. مثل اين كه از فلان كوچه رفتن ثواب بيش‌تري دارد. ميرفتند در يك كوچه‌ي تنگ و با هم دعوا ميكردند.
خب، از آن كوچه برو. امام حسين (ع)كه در اين كوچه نيست. امام حسين (ع)كه در بازار نيست، از آن خيابان برو. ميگويد: نه! پدران ما از اين جا ميرفتند. ما هم بايد از اين جا برويم. اگر اين طور است، پدرت خل بوده است و تو هم خل هستي. اگر راه تنگ است. از كوچه كناري برو. گاهي سماجت كردن كه من بايد از اين سر بازار و از فلان كوچه بروم و از آن خيابان و اين سماجتها به رقابت ميكشد. خون مقدس حسين بن علي كه بعد از 1400 سال با زيارت عاشورا جوانهاي ما را به جبهه ميفرستد، دست يك مشت آدم بي لياقت ميرسد. به خاطر هيئت بازي و چشم و هم چشمي خرابش ميكنند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 5:39 توسط سید علی |

اگر هر جايي يك امام حسين (ع)داشت، الآن بر هرجاي دنيا يك يزيد حكومت نميكرد. در هر كشور يك يزيد حكومت ميكند، ولي هر كشوري يك امام حسين (ع)ندارد والآن هم اگر بنا باشد زماني دنيا نجات پيدا كند، راهي ندارد جز اينكه در هر كشور يك گروه در خط امام حسين (ع)باشند.
تا انسانها از شهادت بترسند، يزيدها حاكم هستند و هر وقت بنا باشد از شهادت نترسيم يزيدها عقب نشيني ميكنند. بنابر اين كمبود جهان ما، اين امپرياليسم و استعمار و استثمار، كمبود يك مشت حسيني است و هر كجا حركتي شود، نتيجه خواهند گرفت

+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 22:33 توسط سید علی |

امام باقر(ع) فرمود: خداوند به خاطر خون حسين(ع) دو كار كرد:
1 - امامت در نسل حسين(ع) قرار داده شد
2- دعا در كنار قبرش مستجاب ميشود. امام صادق(ع) چنين فرمود: حسين(ع) خونش را داد تا مردم از جهل بيرون آيند. «مَنْ زَارَ الْحسين ع عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَوَابَ أَلْفِ حَجَّةٍ مَقْبُولَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَقْبُولَةٍ وَ غَفَرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ» (أمالى طوسى، ص‏214) امام كاظم فرمود: هر كس قبر حسين(ع) را با معرفت زيارت كند «غَفَرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ» خدا گناهان گذشته و آينده‌اش را ميبخشد.
امام رضا(ع) فرمود: شهادت حسين(ع) جگر ما را خون كرده و اشك ما را جاري ساخته است و عزيز ما را ذليل كردند. امام جواد در باره‌ي اما حسين(ع) فرمود: آسمان بر كسي نگريست، مگر بر يحيي بن زكريا و حسين(ع) بن علي. امام هادي در باره‌ي امام حسين(ع) زيارت جالبي دارد كه ميگويد: «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ» (كافى، ج‏4، ص‏574) امام عسگري(ع) فرمود: علامت مؤمن چند چيزاست، كه يكي زيارت اربعين است.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 10:42 توسط سید علی |